تبلیغات
Bo2 Ham3edaye man - داستان یا رمان یا مطلب خیلی گود { نبض جسد }:
 
Bo2 Ham3edaye man
*عاشق با عشق آغاز کرد معشوق با عشق پرواز کرد*
                                                        
درباره وبلاگ

سلامممممممممممم
********************
از همه ی دوستانه جدید و قدیم که میانو میرن تو وب بنده واقعا تشکر می کنم...
من همه ی دوستامو لینک می کنم...
می خوام برا خودم کلی خاطره جم کنم تو این وب باسه آیندم...
که وقتی یه روزی اومدم بخونمش دوباره هم اشک بریزم هم بخندم...
****************************
شنیدین میگن ستاره بودن سخته ...
شنیدین میگن هرکی عاشق شد بدبخته...
خوب شد نشنیدین...چون همش شایع بود...
پس عاشق شوووووووو
****************************
پروفایلم تو صفحات جانبی هســــــــت!!!
دانشجو شـــدم...هـــــــورا
ترم اول معدل:16.82
ترم دوم سوم ... : رد شد...کجای کاری
ترم چهارم هم تموم شد ...
مهر90 میرم ترم پنجم...به امید مدرک گرنتن!!!
و خوشحال میشم دوستایه خوبمم تو این خاطره ها سهیم باشن...
راستی اگه از وبلاگ خوشتون اومد فقط لازمه یک بار بر روی ( وبلاگ برتر تاپ بلاگین ) که پایینه سایته کلیک کنید و تو نظر نظرسنجیم که شرکت کنی دیگه نور الی نوره!!!
***
عاشق با عشق آغاز کرد... معشوق با عشق پرواز کرد
عاشق تو خونه ی عشق جنونشو نشون داد
معشوق تو حریم نگاش وجودشو بهش داد
عاشق تو خونه ی عشق رهاییو بلد شد
معشوق تو حریم قلبش با غریبه بودن بد شد
معشوق فقط با عاشق عاشقیو دوس داره
عاشق فقط با معشوق جنونشو دوس داره
یاد بگیر ای که هستی دلبر ناز
بی خودی به غم و ناخوشی این دنیا نباز
***
از آسمون گرفتم یک نشون
دنباله یک ستاره ی بی نشون
حالا می خوام نشون بدم به همشون
تویی تک 3تاره ی کهکشون
***
* عشق باصدا...بشنو همصدا*


مدیر وبلاگ : mehrdad hrithik

نویسندگان
نظرسنجی
***به نظر شما من و وبم از نظر شما چه امتیازی میگیره؟؟؟حتما بگیدااا***








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

داستان یا رمان یا مطلب خیلی گود { نبض جسد }:

مقدمه:

این نوشته برگرفته شده از افکار بنده{ Mehrdad_HrithiK } می باشد،از این پس به در ودیوار میزنم تا بلکه مطلب بپرورونم و کسی بیادووووبره.

درخواست: لطفاّ اگر عنوانی پیدا کردید برای داستانک یا شعرم بنویسید.

نبض جسد{شعر}:

این روزا سخت میگذره                  این روزا روزایه تنهایه

من اینجا هستم                            تو هیچ جا نیستی

کی تو رو پیدا می کنم               کی به تو می رسم

تو فکر یه همدمم                  تو نیستی تویه ماتم و غمم.

                                                               شعر از: هم صدا

نبض جسد{داستانک}:

تو سکوت خلوت خونه دنبال صدا می گشتم،به این ور اون ور دنبال صدا می گشتم،خسته شدم از گشتن،نشستم با خود گفتم:شاید ساعت ندا نده، شاید کسی نباشه،اما قلبم می تپه.تالاپ تلوپ ،تالاپ تلوپ.با این وجود شبیه یه جسد شده بودم بدون هیچ حسی،بدون هیچ امیدی،بدون هیچ نوری در تاریکی ولی نبضم می زنه.

به امید اینکه همسفرم رو پیداکنم باز هم این زندگی رو تحمل می کنم.

پس کجایی ؟ پس کجایی؟بیا ،بیا ،بیا... .





نوع مطلب : مشارکت بین دختر وپسرها در کامل کردن این وبلاگ:، 
برچسب ها :